تبليغاتX
یه بوس کوچولو

بوسه ...

 

شده هيچ

تا بي هيچ پرسشي

با امروز باشي

        و با من         - بي‌ديروز يا به فكر فردا -

براي چه بايد

در انتظار رويش سبزه‌ها باشم هميشه       - و حتّي به فكر بهار -

براي چه امروزِ سراسر سپيدِ سردِ لرزه بر اندامِ پر درد را به لذّتي

  - حتّي كوتاه -

                  نچشم در حضور تو

 

كه شايد فردا     - زبانم لال -

        بي‌حضور تو خوش باشم كنار بهار و سبزه‌هاي نوروز؟!

چرا اگر ياد ياري هست

        هم امروز نباشد

براي چه هر روز و هميشه

        در فكر خود بسازم تصويري از ذهن يار و ياد بهار

                  و ... هِي هِي هِي تكرارِ اي كاش و اي كاش و اي كاش!

 

چرا ياد نگرفته باشم

        دوست داشته باشم اين لحظه و حال را

و بارها شنيده‌ باشم از خود:

           بي‌ديروز و بي‌نگاه فردا

                    با امروز نميتوانم بود

 

كاشكي، كاشكي نبود اين همه كار و بار و تكرار

اي كاش - هميشه فقط امروز بود -

          يك لحظه آرامش بود و ...

                    بوسه‌اي كوچك از لبهاي يار

                           نه اين همه بار

                                كه فقط

                                                يك بار!

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 18:41 | سه شنبه سی ام بهمن 1386 •

بها ...

 

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت -

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان وجد آن.

 

بهای هر ساعت دلپذیر را

با سختی دلگزای سال ها -

پشیزهای تلخ و پر رشک

و خزانه های سرشار اشک!

 

"امیلی دیکنسون"

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 10:18 | دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 •

حس من ...

  

بارها گفته ام و بار دگر مي گويم

من دلشده اين ره نه به خود مي پويم

من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست

كه از آن دست كه او مي كشدم،    مي رويم

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 10:42 | یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 •

ولنتاین مبارک ...

 

Happy valentine With my best wishes

for all of my friends …

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 9:30 | پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 •

چه میشه كرد؟ ...

 

وقتی چاره ای نیست، همه چيز خوب است ...

"ولتر"

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 11:50 | چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 •

...

 

 هر روز که از خواب بر می خیزم، تصور می کنم انجام دادن کاری را

كه باورش سخت است اما حقيقت دارد ...

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 12:51 | یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 •

من ...

 

آیا خواهان آن هستی بدانی چه قیمتی دارم

من آنم که کسی نمی تواند خریداری کند

آن را که بخواهد بر سر قیمت لجاج کند پس می زنم

او را در جوهر خویش حل می کنم

و در خوشبختی خود زندانی، كه در آن غرق شود ...

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 18:16 | چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 •

آرومم از اينكه هستي ...

 

نمیدونم چه جوریه که همیشه وقتی باهات حرف میزنم کلی آروم میشم و این حرف امروزت بیش

 از هر حرف دیگه ای روم تأثير گذاشت:

"ليلا، يادت باشه كه لطف مكرر ميشه وظيفه! "

و من قول ميدم امروز و هر روز يادم بمونه. خوشحالم كه بودي، هستي و میمونی ...

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 12:54 | شنبه ششم بهمن 1386 •

زندگی از زنها متولد میشود ...

 

براستی که ما با بدنهایمان حامل زندگی هستیم و نیز با عشق ورزیدن به دیگری

شور را در آن بوجود می آوریم ...

 

!! نوشته شده توسط یه بوس کوچولو | 16:48 | سه شنبه دوم بهمن 1386 •