بوسه ...

شده هيچ
تا بي هيچ پرسشي
با امروز باشي
و با من - بيديروز يا به فكر فردا -
براي چه بايد
در انتظار رويش سبزهها باشم هميشه - و حتّي به فكر بهار -
براي چه امروزِ سراسر سپيدِ سردِ لرزه بر اندامِ پر درد را به لذّتي
- حتّي كوتاه -
نچشم در حضور تو
كه شايد فردا - زبانم لال -
بيحضور تو خوش باشم كنار بهار و سبزههاي نوروز؟!
چرا اگر ياد ياري هست
هم امروز نباشد
براي چه هر روز و هميشه
در فكر خود بسازم تصويري از ذهن يار و ياد بهار
و ... هِي هِي هِي تكرارِ اي كاش و اي كاش و اي كاش!
چرا ياد نگرفته باشم
دوست داشته باشم اين لحظه و حال را
و بارها شنيده باشم از خود:
بيديروز و بينگاه فردا
با امروز نميتوانم بود
كاشكي، كاشكي نبود اين همه كار و بار و تكرار
اي كاش - هميشه فقط امروز بود -
يك لحظه آرامش بود و ...
بوسهاي كوچك از لبهاي يار
نه اين همه بار
كه فقط
يك بار!
بها ...

بهای هر لحظه وجد را
باید با رنج درون پرداخت -
به نسبتی سخت و لرزآور
به میزان وجد آن.
بهای هر ساعت دلپذیر را
با سختی دلگزای سال ها -
پشیزهای تلخ و پر رشک
و خزانه های سرشار اشک!
"امیلی دیکنسون"
حس من ...
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم
من دلشده اين ره نه به خود مي پويم
من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست
كه از آن دست كه او مي كشدم، مي رويم
ولنتاین مبارک ...

Happy valentine With my best wishes
for all of my friends …
چه میشه كرد؟ ...
وقتی چاره ای نیست، همه چيز خوب است ...
"ولتر"

...
هر روز که از خواب بر می خیزم، تصور می کنم انجام دادن کاری را
كه باورش سخت است اما حقيقت دارد ...
من ...
آیا خواهان آن هستی بدانی چه قیمتی دارم
من آنم که کسی نمی تواند خریداری کند
آن را که بخواهد بر سر قیمت لجاج کند پس می زنم
او را در جوهر خویش حل می کنم
و در خوشبختی خود زندانی، كه در آن غرق شود ...
آرومم از اينكه هستي ...
نمیدونم چه جوریه که همیشه وقتی باهات حرف میزنم کلی آروم میشم و این حرف امروزت بیش
از هر حرف دیگه ای روم تأثير گذاشت:
"ليلا، يادت باشه كه لطف مكرر ميشه وظيفه! "

و من قول ميدم امروز و هر روز يادم بمونه. خوشحالم كه بودي، هستي و میمونی ...
زندگی از زنها متولد میشود ...
براستی که ما با بدنهایمان حامل زندگی هستیم و نیز با عشق ورزیدن به دیگری
شور را در آن بوجود می آوریم ...


